درباره پیام دهکردیتلاش كوچكي براي گرد آوري آنچه كه درباره ايشان هست... |
||
سلام...
گفت و گویی رو که در ادامه می خونید ، مصاحبه ماهنامه رونا با پیام دهکردی ست که پگاه آهنگرانی هم حضور دارد. برای اینکه خوندنش از حوصله خارج نشه ، کوتاه و منسجم تر شده اش رو اینجا قرار دادم و اینکه پیام دهکردی به انتخاب این ماهنامه برترین چهره تئاتری امسال انتخاب شده است :
پیام دهکردی بیش تر از اینکه بازیگر سینما باشد ، یکی از چهره های جوان اما مهم تئاتر امروز است . امسال غیر از بازی در نمایش "نورا" ، کارگردانی "متولد1361" را بر عهده داشت. کاری کاملاً نسلی که توانست عده زیادی را به تماشاخانه ایرانشهر بکشاند ؛ اما قبل از اینکه مهلت اجرای کار تمام شود ، به دلایل نامعلومی اجرا آن لغو شد. رویکردی که پیام دهکردی در نمایش "متولد1361" داشت و استقبالی که از آن شد ، دلایل کافی و محکمی بودند تا پیام دهکردی چهره برتر تئاتر رونا در سال 89 باشد.
از پگاه آهنگرانی ، یکی از بازیگران "متولد 1361" خواستم تا در این گفت و گو همراه باشد و به عنوان کسی که حضوری دائم در پشت صحنه کار داشته و اطلاعات بیشتری ، هم درباره "متولد1361" و هم درباره پیام دهکردی دارد ، گفت و گو را آغاز کند.
-با این شروع کنیم که متولد1361 چندمین کار تئاتر شما بوده؟ممکن است خیلی ها ندانند که شما کارگردانی هم می کنید. اصلا اولین کار تئاترتان به عنوان کارگردان چه زمانی بوده؟
بین سال های 73 تا 78 یک سری تئاتر های دانشجویی کار کردم. اگر اشتباه نکنم سال 78 "پابرهنه در پارک" را کار کردم که یک اجرای عمومی خیلی محدود داشت .متنش مال نیل سایمون بود. اولین کار رسمی و جدی و حرف هایم همین بود.
-رشته دانشگاهی تان بازیگری بود. درست است؟
رشته لیسانسم ادبیات بوده و فوق لیسانسم کارگردانی.
-پس چرا وارد کار بازیگری شدید؟
من بازیگری را دوست داشتم و از اول هم برای بازیگری اقدام کردم. ولی موقعی که برای گذراندن دوره لیسانسم رفتم دانشگاه ، در آن شرایط نه در بخش بازیگری جو خوبی وجود داشت و نه کیفیت خوبی در تدریس بود. مثلا ما مجبور می شدیم کارهایی را انجام بدهیم که بازیگر ها همه مرد بودند. خانم ها مجبور بودند کارهایی را انجام بدهند که همه عواملش زن باشند و تماشاگرش هم زن باشد. یک سری شرایطی از این قبیل که عملا نمی شد کار کرد. مجموعه این ها باعث شد که من فکر کنم رفتن به رشته بازیگری در این مقطع درست نیست. اساتیدی مثل دکتر خسروی هم از ایران مهاجرت کرده بودند و در محیط آموزشی با فقر شدید مواجه شده بودیم. این شد که من آن موقع بعد از مشورت با چند استاد، ادبیات نمایشی خوندم. ولی هم چنان دغدغه اصلی ام بازیگری بود و بی وقفه تمرین های بازیگری را ادامه می دادم و می دانستم که می خواهم بازیگری کنم. برای فوق لیسانس هم ما فوق لیسانس بازیگری نداریم. که اگر داشتیم می رفتم. مجبور شدیم فوق لیسانس کارگردانی بخوانم. ولی خب در این مسیر هم ورک شاپ هایی را گذراندم و کلاس های آقای سمندریان را هم می رفتم که مجموعه اش به سمت بازیگری بود.
-... به این فکر نمی کنید که الان جایگاهی برای خودت داری و مثل یک بچه مستعدی هستی که تازه قرار است اولین ترم دانشگاه رشته بازیگری را بگذراند ، همان قدر تمرین و تلاش می کنی . این به خاطر همان روحیه تلاشگر است یا اصولا تئاتر این را به تو یاد داده؟
نه کاملا!شخصی است . این روحیه از همان روزها (کودکی) می آید و باید بماند. الان تئاتر های ما هم دارد به همان فضایی تبدیل می شود که در سینما حاکم است. در تئاتر هم الان دو ، سه هفته بیشتر تمرین نمی کنند و بعد هم کار روی صحنه اجرا می شود. اما این روحیه برای من همیشه بوده و مضاف بر اینکه همیشه در حین کار به این فکر می کنم که این آخرین کاری است که در زندگی ام می کنم و دیگر فرصتی ندارم. پس باید تمام انرژی ام را بگذارم. زندگی این روش را به من یاد داده تا با توجه به شرایط ، تمام توانم را به کار ببرم و تمام جانم را بگذارم چون معلوم نیست که بتوانم به یک درجه بالاتر بروم یا نروم. پس مثل بچه ای که روز اولش است با انگیزه جلو بروم.
در همین متولد 1361 ما با یک ساختار بسیار پیچیده رو به رو بودیم. بسیار ساختار ما ساختار دشواری است. یعنی ساختار منودرام که تازه نه یکی ، به تعبیر آقای سمندریان 7 تا منودرام دارد. از جذابیت هایی مثل ویدئو آرت ، مه ساز ، برف ساز و کل جذابیت های این شکلی هم بهره ای نمی برد. عمق صحنه ای هم ندارد. صحنه پردازی ها و رنگ و لعاب ها عجیب و غریب نیست.
اتفاقی افتاده که تماشاگری 22 بار می آید و کار را می بیند. چه اتفاقی افتاده که تماشاگر عام با دیدن کار مجنون و شوریده احوال می شود. ما معجره کردیم؟ نه ما زحمت کشیدیم. به همین دلیل ساده ، تمرین و تمرین و تمرین. خب خروجی اش می شود این. یعنی حتی یک کار منودارم آن هم در حوزه تئاتر و خصوصی اتفاق می افتد. بدون حمایت دولت ، بدون اسپانسر و ... اگر اجرایش ادامه پیدا می کرد نه تنها می توانست به برآورد شصت میلیونی اش دست پیدا کند ، حتی 60 میلیون دیگر می توانست سود کند. یک کار خوب به راحتی می توانست 120 میلیون بفروشد ، که خب حالا نشد. به نظر من الان فضایی در جریان هنری ما حاکم است که فضای غالبش در سطح حرکت می کند.
تئاتر در ذاتش از دو آیتم بی بهره است . یکی ثروت یا به تعبیری اقتصاد ، یکی شهرت. این دو آیتمی است که در اصالت تئاتر وجود دارد . یعنی شما به عنوان یک بازیگر تئاتر وقتی مشغول پیاده روی هستی مردم نمی شناسند. ولی به مجرب اینکه دو تا سریال بازی می کنی بقال سرکوچه هم 500 تومان ارزون تر باهات حساب می کند و آدم های تئاتری این را می دانند. ثروتی هم در کار نیست و باید هزینه بی پایانی را صرف بکنند تا در تئاتر کار کنند. کما اینکه الان خود من با حجمی بدهی سنگین مواجهم. اما سینما هر دوی اینها را دارد. یعنی هم شهرت و هم ثروت . به نظر من یک عشق بلامنازعی در تئاتر است که در سینما کمتر می بینیم.

-چرا در "متولد1361" اول به جنس زن فکر کردید؟
تحقیقا می دانستم که باید زن باشد. چون در جریانی که این نسل پیش برد وجه غالبش زنان بودند. دختران دهه 60 پیشتاز بیشتر عرصه ها هستند و درخشش عجیب و غریبی برایشان اتفاق افتاده. مضاف بر اینکه از نظر دراماتیک ، زن بودن شرایطی را فراهم کرد که از عهده مردان خارج است. زنان زنانگی ، مادرانگی ، زایش و چیزهایی را با خودش به همراه دارد ، در عین حال می توانستیم جریان را به صورتی پیش ببریم که بتوانیم دردهای مردها را هم بگوییم و برعکسش کمی دشوار به نظر می رسید. احساس من بر این است که شرایطی که بر زنان دهه 60 در جامعه ایران رفت ، سختی و پیچیدگی هایی داشته که کمتر شاهد این پیچیدگی ها و دشواری ها را در جامعه مردان می بینیم. مجموعه این ها باعث شد که فکر کنم باید 7 دختر متولد دهه 60 باشتند. این نمایش مونولوگ و ملودرام است و درباره تنهایی.چون این نسل تنهاست و هیچوقت درک نشد . تا حرف زده، گفتند : پر رو و وقیحی . و شگفتا که همواره تلاش کرده که بگوید من تنها نیستم . این انزوا را مشخصا در نسل دهه 50 هم می بینیم ولی انزوایی که بیان می شود . در صورتی که در این نسل مدام تلاش برای بقاست . تلاش برای در جمع بودن. من روی این کار 7 ماه تحقیق کردم . یعنی با دختر گدای دهه 60 حرف زدم تا خیابان گمرک ،مولوی ، شوش ، زعفرانیه و .. تا با آدم های مختلف به یک سری نقاط مشترک برسیم.
-یکی از انتقادهایی که از کار می شد این بود که مونولوگ ها طولانی و خسته کننده بودند. حتی می شد چشم ها را بست و فقط گوش داد . در جواب این نقد چه می گویید؟
این دیدگاه من نیست. من اساسا معتقدم وقتی روی کاری نقد نوشته می شود ، چه منفی و چه مثبت یعنی این کار دیدنی است و به آنچه خواسته رسیده.
-ولی شما این ساختار را انتخاب کردید، احتمالا از اول می دانستید که مونولوگ های طولانی ممکن است خسته کننده باشد.
نه ، از نظر من واقعا خسته کننده نبود. شما فکر می کنید که من به عنوان کارگردان کار بدانم که یک مسیری غلط و خسته کننده است و بعد آن کار را انجام بدهم؟ کاری را می کنم که گمان می کنم درست است و گروه به یک اجماعی رسیده که درست ترین اتفاق است. ولی مطلقا از باور خود من خسته کننده نبود . متولد 1361 کار دشواری بود ، به خاطر این که باید در مسیری حرکت می کرد که مسیر فراهویتی آن مشخص باشد. مثلا باید عروسکی نشان داده می شد که چشم و دهن ندارد، اما باید کمک کند تا تو به عنوان تماشاگر عروسک بچگی هایت را ببینی . بازی ها و عواطف بازیگر به گونه ای بود که وقتی تماشاگر او را می بیند ، با کمک این حجم میزانسن به هزار میزانسن ناپیدای شخصیتی خودش برسد.
-در سال آینده دوست دارید که روی تئاتر متمرکز بشوید یا سینما؟
واقعیت این است که با کار "متولد1361" با اینکه خداحافظی زود هنگامی داشت ، توفیق بزرگی برای جامعه تئاتر ی این سرزمین بود و مطمئنا یکی از اتفاقات بسیار بزرگ سال 89 در عرصه تئاتر است که یک منودرام بدون هیچ حمایت مشخص و اسپانسری ، این طور بدرخشد.
این به نظر من جای ماه ها شادمانی دارد و من همچنان آبستن این حس هستم. به قول حافظ "خوش است خاطرم از این خیال دقیق" من از تجربه این کاری که اتفاق افتاد. وقتی به مکان تمرین می روم امکان ندارد اشک در چشم هایم حلقه نزند . این کار خیلی برای من برکات داشته و هنوز هم دارد که سرخوشم می کند ؛ و صبورم کرده نسبت به تحمل خیلی چیزهایی که الان وجود دارد. اما در مورد این که کارهای دیگرم سینما یا تئاتر باشد ترجیح ام این است که کاری را انجام بدهم که در نگاه اول از توان من خارج باشد و به خاطرش زحمت بکشم . فرقی نمی کند که در سینما باشد یا تئاتر. منتها الان عقل و خرد حکم می کند که با توجه به ضررهای سنگین مالی که متولد1361 برای من به همراه داشته ، جدا از این من چهار ماه تمام شبانه روز برای این تئاتر کار کردم. طبیعی است که خط و سمت و سوی جریان کاری ام به سمتی برود حداقل در حوزه زندگی شخصی ام یک مقدار این ضرر را جبران کنم. یک سری طرح و ایده هم دارم که حتما انجامش می دهم.
-پس در نهایت کار تئاتر و روی صحنه بودن را ترجیح می دهید؟
در نهایت بله. اگر الان به من بگویند که کار یک تئاتر خوب و یک فیلم خوب هم زمان شروع می شود ، مطمئن باشید که تئاتر را انتخاب می کنم... .
منبع: ماهنامه رونا
سلام...
در این روزهای پایانی سال :
تصویربرداری فیلم تلویزیونی «این جاده دو طرفه است» به کارگردانی یلدا جبلی و تهیهکنندگی علی لدنی با مضمون اجتماعی روزهای پایانی خود را سپری میکند.
فیلم داستان زن و شوهری را روایت میکند که شوهر دکتر است اما روزمرگی زندگی باعث بروزاختلافات و مشکلات متعددی میان آنها شده است...
در این فیلم اندیشه فولادوند، پیام دهکردی، خاطره حاتمی، انوشیروان ارجمند ایفای نقشهای اصلی را برعهده دارند.
ثریا اجاقی مدیرتولید گفت: مدتی است تصویربرداری فیلم تلویزیونی «این جاده دو طرفه است» را آغاز کردیم و امیدواریم تا اواسط هفته تصویربرداری به پایان برسد.
وی در ادامه گفت: سعی کردیم از عوامل حرفهای در پشت و جلوی دوربین بهره ببریم تا فیلم از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد. داستان نیاز به آکسسوارهای خاص داشت و از تعدد لوکیشن بالایی برخوردار بود. روزهای آخر تصویربرداری تنها صحنههای عبوری در خیابانها باقی مانده است. تدوین به زودی توسط یلدا جبلی (کارگردان) آغاز خواهد شد.
منبع:فارس
...
و ...
نمایش "متولد 1361" به کارگردانی پیام دهکردی با 255 تماشاگر در یک اجرا لقب پر تماشاگرترین نمایش سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر را در یک اجرا به خود اختصاص داد.
***
سپاس از دوست عزیز (آتنا)...
سلام!
قبلا در مورد فیلم "یک ، دو ، یک" نوشته بودم.
این فیلم مراحل پایانی فنی رو می گذرونه و سپس به نمایش در خواهد آمد.
این پروژه سینمایی که حسن معجونی، پیام دهکردی و ندا امیری در آن بازی میکنند به مدت یک ماه به مدیریت شهریار اسدی در دکورهایی از پیش ساخته شده، فیلمبرداری شد. تدوین فیلم "یک، دو، یک" انجام شده و صداگذاری را علیرضا علویان برعهده داشته است. این فیلم قرار است پس از دریافت پروانه نمایش، روی پرده برود.
سومین فیلم بلند مانیا اکبری مضمونی اجتماعی دارد و درباره زنی است که در راه انتخاب آینده زندگیاش تصمیمی میگیرد اما تبعات این تصمیم شرایط ناخواسته و آسیبپذیری را برایش رقم میزند.
منبع : مهر ، سینمای ما
***
مرسی از دوست خوبم برای لینک خبر... .
سلام!
اولین پست ماه اسفند راجع به ساخت مستندی در مورد سریال "مدار صفر درجه " ست که از 16 بهمن در شهرک سینمایی غزالی کلید خورده است.
متن خبر:
به گفته روناک جعفری مستند سریال «مدار صفر درجه» شانزدهم بهمن ماه با حضور آتنه فقیه نصیری، پیام دهکری و نیز مرتضی پورصمدی، تصویربردار در شهرک سینمایی غزالی کلید خورد.

وی دربارهی سری جدید مستند «یک فیلم، یک تجربه» گفت: سری جدید این برنامه به تهیهکنندگی ناهید دلآگاه نوروز پخش میشود و مستند «مدار صفر درجه» نیز برای پخش در قالب سری جدید این برنامه ساخته خواهد شد.
جعفری در ادامه دربارهی مستند سریال «مدار صفر درجه» گفت: در این مستند قرار است با 19 تن از عوامل سریال «مدار صفر درجه» مصاحبه داشته باشیم.
منبع: ایسنا
***
و تله فیلمی به نام "یونس و کیومرث" به کارگردانی سعید ابراهیمی فر و بر اساس فیلمنامه ای از محمد چرمشیر که آخرین مراحل تصویر برداری خود را در تهران می گذراند.
قصه این تله فیلم درباره اتفاقاتی ست که امکان دارد برای هر کسی در آستانه تحویل سال نو روی دهد.
پبام دهکردی ، ثریا قاسمی ، گلاره عباسی و ... در این تله فیلم بازی دارند.
منبع : بانی فیلم
***
در مورد راه آبی ابریشم هم باید بگم که در رشته های بازیگری این فیلم کاندیدی نداشت و در موارد دیگری سیمرغ را به دست آورد.
مرسی از دوست گرامی (آتنا) برای لینک خبر...
... .